عرفانعرفان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

خاطرات پسملی

اتلیه عرفان و هزاران حرف ناگفته

1392/11/19 10:21
نویسنده : پریسا
94 بازدید
اشتراک گذاری
سلام معدرت میخوام از همه دوستان سعی میکنم وبلاگ رو سریع اپ کنم

دوستان تا امروزسعی داشتم این بشه دفتر خاژرات عرفان اما از امروز به بعد تمتمی خاطراتو مینویسم 

پنجشنبه من و رسول و حدیثه (ابجیم) رفتیم چهارراه پارک وی اتلیه سه سیب وقتی رسیدیم اصلا باورمون نشد اینجا همون جاست که از اینتر نت دیدم اخه توی یه خونه بودش نه تابلویی نه جای درست و درمونی وقتی رفتیم داخل برخورد گرم و صمیمی خلاصه ساعت ۱۰:۳۰شروع کرد به ژست و عرفان و خندوندن و... اما مگه عرفان میخنده دهنمون اسفالت شدش بعد از اون رفتیم جمهوری و برای حدیثه گوشی خریدیم  و بعدش راهی خونه شدیم همین که رسیدیم ۱درشوهرم زنگ زد که شام بیاید اینجا دوباره لباس پوشیدیم  و راهی شدیم به سمت یافت اباد خلاصه بعد از شام خونه تازگیا عرفان یاد گرفته چهار دست و پا میره بابا میگه جای لثه هاشم میخاره

از دیروز تاحالا مامانم بهش یاد داده بای بای میکنه

خداجونم مادر بودن حس قشنگیه به همه منتظرا این لذت رو ببخش امین

دوستتون دارم

تا اماده شدن عکسای عرفان فعلا بای

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)