عرفانعرفان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

خاطرات پسملی

مادر بودن یعنی........

1392/11/19 10:21
نویسنده : پریسا
38 بازدید
اشتراک گذاری

میدونی من مثل خیلیها که میگن از وقتی بچه توی شکمشون بود حس مادری رو فهمیدن..با اولین تکونهای بچه یا اولین بار که سونوگرافی رفتن و بچشون رو دیدن و یا اولین بار که بچه رو توی آغوششون گذاشتن نبودم

میدونی من کی فهمیدم مادر بودن چه حسیه؟

وقتی روز دوم توی بیمارستان تو رو که برای عوض کردن برده بودنت اتاق نوزادان داشتن میاوردن...توی راهرو ...تو داشتی گریه میکردی مثل چندین نوزاد دیگه ای که توی بخش در طول روز تو راهرو جابجا میشدن و گریه میکردن.....اما من وقتی صدای گریه یک نوزاد رو شنیدم به مامانم گفتم مامان این صدای پسر منه...دارن میارنش اینجا...مامانم خندید و گفت همشون همینطوری گریه میکنن ولی من گفتم بهت قول میدم این صدای پسر منه...من صداش رو از دیروز شناختم...

وقتی تخت نوزاد وارد اتاق شد حتی چهره کوچولوی تو هم برای همه با چهره نوزاد هم اتاقی من اونقدر تفاوتی نداشت اما من میدونستم تویی...

وقتی آوردنت سمت تخت من که بهت شیر بدم....مامانم بهم نگاه کرد و لبخند زد......همونجا با خودم گفتم حالا میفهمم مادری چیه....

مادر بودن یعنی هیچکس توی این دنیای بزرگ نمیتونه به اندازه یک مادر بچه اش رو بشناسه....هیچکس حتی با تجربه ترین مادر هم نمیتونه بیشتر از مادر که برای اولین بار یک روزه که مادر شده بچه اش رو حس کنه....

مادر بودن یعنی حس منحصر به فرد برای یک موجود منحصر به فرد.....

مادر بودن یعنی تو بدونی که اینکه خودت بفهمی تمام سلولهای بدنت به موجودی قفل شده که هنوز خبر نداری قراره تمام فکر و عشق و زندگیت بشه...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)